نسل انتظار

امام زمان علیه السلام

 

 

بی‌ تو در بیابان‌ بی‌کسی‌، چشم‌هایمان‌ را به‌ تموج‌ انتظار سپرده‌ایم‌ و آمدنت‌ را به‌ دردمندی‌ دل‌هامان‌ مژدگانی‌ می‌دهیم‌ تا پژمردگی‌ برگ‌ها را نبینیم‌ و در گریه‌ می‌خندیم‌ تا باغ‌ و بهار، هم‌آغوش‌ هم‌ باشند...

ماییم‌ و آسمانی‌ از بغض‌ ابرها و امید تیغ‌ تو که‌ انتشار باران‌ است‌ و آب‌ را به‌ مذاق‌ جویبار می‌رساند، ماییم‌ و تهی‌دستی‌ و تشنگی‌، ماییم‌ و این‌ صحیفة‌ ناتمام‌ و چشم‌هایی‌ که‌ در انتظار فصل‌ توست‌. ماییم‌ و شب‌های‌ شوق‌ که‌ به‌ واژه‌های‌ ندبه‌ صبح‌ می‌شود.

ماییم‌ و این‌ روزگار فرو خفته‌ و این‌ جهان‌ وازده‌ که‌ به‌ جای‌ فریاد، خمیازه‌ می‌کشد. ماییم‌ و صفای‌ سجاده‌ای‌ که‌ فرج‌ را جست‌وجو می‌کند، ماییم‌ و تن‌ تب‌ کرده‌ کوچه‌هایی‌ که‌ به‌ فراخ‌ترین‌ باغ‌ها می‌رسند، ماییم‌ و آفتاب‌ که‌ در برابر چشمان‌ تو حقیر است‌. دریا، شبنمی‌ است‌ چکیده‌ بر غنچه‌ای‌ از باغ‌ تو، «حُسن‌» از تو می‌آموزد و «فیض‌» از تو بهره‌مند می‌شود. قامت‌ تو «قدقامت‌» بلندی‌ تا قیامت‌ است‌.

«رستگاری‌» در پی‌ قدمت‌ افتاده‌ و «نجات‌» محتاج‌ توست‌. ماییم‌ و دشت‌ که‌ نقطه‌ای‌ است‌ در برابر نگاهت‌، ماییم‌ و کوه‌ که‌ شرمندة‌ طاقت‌ توست‌، ماییم‌ و خط‌ خون‌ که‌ تا قیامت‌ جاری‌ است‌. ماییم‌ و نسل‌ شقایق‌ که‌ آبروی‌ ایثار است‌ و ماییم‌ و فریاد که‌ تا آمدنت‌ در فوران‌ است‌. ماییم‌ و قاموسی‌ که‌ از موج‌ سرشار است‌ و آسایش‌ در خیالش‌ خالی‌ است‌. ماییم‌ و مصافی‌ که‌ سخت‌ برقرار است‌ چنان‌ هنگامه‌، تا هنگام‌ ظهور تو، نسل‌ تو در راهند. میان‌ هنگامه‌ ما تا هنگام‌ ظهور تو و به‌ بهانه‌ای‌ به‌ تقاعد دل‌ نمی‌نشانند و جان‌ نمی‌سپارند.

نسل‌ انتظار ایستاده‌ است‌ و به‌ بانگ‌ بلند نام‌ تو را در جهاد می‌خواند.

نسل‌ انتظار رخ‌ به‌ خون‌ جگر می‌شویند، گه‌ ناز می‌چشند و گه‌ راز می‌شوند.

نسل‌ انتظار در راهند.

نسل‌ انتظار بیم‌ عاقبت‌ ندارند، جز آخرت‌ که‌ وقت‌ حضور است‌.

نسل‌ انتظار گوش‌ فرا داشته‌اند تا نسیم‌ سعادت‌ از جانبی‌ بدمد و نور دیدارت‌ از فرازی‌ بتابد. این‌ قوم‌ از هجران‌ تو بر سر نمی‌زند، آنها در انتظار تو سر بر می‌کشند و بر نسل‌ سیاهی‌ می‌شورند.

اینک‌ ماییم‌ و این‌ نصیب‌ جاوید، این‌ نیاز آسمانی‌ به‌ تو که‌ اصل‌ برائتی‌، ماییم‌ و رمی‌ رجیمانی‌ که‌ سزاوار هدایت‌ نبوده‌اند.

ما تو را در شب‌ برات‌ به‌ مهمانی‌ دل‌ها می‌خوانیم‌ ضیافتی‌ که‌ دشت‌ آشنایی‌ است‌. مجلسی‌ که‌ در آن‌ صدق‌، اعتقاد و اخلاص‌ عمل‌ می‌دهند، محفلی‌ که‌ عین‌ یقین‌ می‌بخشند و بزم‌ و وجد و جای‌ حیرت‌ و حقیقت‌ است‌...

منبع : تبیان

/ 3 نظر / 12 بازدید
دختر چادریها

سلام خیلی زیبا بود خیلی ای کاش واقعیت هم همین بود....واقعیت اینه آقا خیلییییییییییی غریبن خیلیییییییییی انقد که منی که مدعی ام مهر آقا را به دل دارم هم دلشونا میشکنم .... موفق باشین التـــــماس دعـــــا یاعلـــــــی صـــلوات

الهه

سلام خیلی زیبا نوشتین موفق باشین پیشاپیش ولادت پیامبر هم تبریک میگم بهتون التماس دعا