در جمع من و این بغض بی قرار جای تو خالی

http://www.askdin.com/gallery/images/594/1_L_82f80bda-3961-431b-85a1-17ed21186ca4.jpg

 

 

 

پوپک جان

دلم گرفته

دلم عجیب گرفته

و هیچ چیز

نه این دقایق خوشبو که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش

نه این صداقت حرفی

 که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه هیچ چیز

مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد ...

 

خواهر عزیزم پوپک جان ...

چه زود رفتی ... در تلاطم دلها و قلبهایی که با رفتنت شروع به تپیدن کرده و یاد و خاطرات گذشته را با تو نبش قبر کردند و باران اشک را از چشمهایشان جاری ساختند ... چگونه بگویم آهی که در دلم سنگینی کرده و یارای گفتن در من نیست جز اینکه دستی نامرئی قاب شیشه ای را باز کند تا بتوانم نفس بکشم تا بتوانم به آنسوی خیال گذری داشته باشم

آهی در سینه دارم که نه با بغض التیام بخشیده می شود نه با بیان کلمات ...

آری نه توانای اشک ریختن در من است نه یارای گفتن ... فقط میخواهم به گذشته گذشته های دور بروم و خاطرات و یادگاری های گذشته را در مسیر آسمان و باد نبش قبر کنم ...

یادت می آید ؟ یادت می آید آن روزهایی را که ساعت ها پای حرفهای دل من مینشستی و کودکانه به حرفهایم گوش میدادی ؟؟؟ یادت می آید که روزها و شب ها به امید اینکه چشم های درخشانت را که سویی برای دیدن نداشت را ببینم یا صدای دلنیشنت را بشنوم چشم هایم را ساعت ها بلکه روزها از آن قاب شیشه ای به بیرون دوخته تا با حضورت مرا به وجد آوری ...

 

پوپک عزیزم ... تحمل نبودنت و اینکه دیگر حضور سبزت در میان ما نیست سخت و دشوار است ... اما باور کن باور کن نمیدانستم نمیدانستم که دیگر حضور نداری ... نمیدانستم که دیگر نیستی ...

 

سلام دوستان عزیزم

امشب خبری بهم رسید که باز هم گذشته های خاک خورده طلوع کرد و دست به قلم شدم تا برای التیام قلب خودم حرفهای دلم رو از فراسوی ذهن و قلبم به رشته ی تحریر در بیاورم ...

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

خواهرم پوپک که خواهر واقعیم نبود اما هیچ فرقی با خواهرم نداشت و جای خواهر بزرگتری که همیشه آرزویش را داشتم برایم پر کرد از بین ما رفت ...

گریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریهگریه

 

چه زود رفت ... بی آنکه به قولهایش وفا کند ... دلگیرم دلگیرم از همه کس ...

فقط میتونم از همینجا برای خانوادش و همه عزیزانش رویا خانم ، آقا رضا و پدر و مادرش آرزوی التیام بخش داشته باشم برای دلهای زخم خوردشان

برای شادی روح پوپک عزیز و برای التیام قلبهای زخمی عزیزانش فاتحه ای بخوانید ...

گریهگریهگریهگریهگریهگریه

 

روحت شاد پوپک مهربانم

http://www.hunn.ir/myweb/pic2/9166159329238174.jpg

/ 9 نظر / 43 بازدید
رویا

سلام محمدحسین عزیز... واقعا ممنونم خدارفتگان همه روبیامرزه وقتی کامنتتون روخوندم واومدم رووبتون احساس کردم که دارم دلنوشته های داداش پوپک که اصلا نداشت رومیخونم واقعاازته دل نوشتی ممنونم....

مریم

سلام خوبین وب خوبی دارین راستش این پستتون رودیدم خیلی ناراحت شدم چه اتفاقی افتاده؟ ممنون میشم به وب منم بیاین.. راستی من باافتخارلینکتون کردم.. [خداحافظ][گل][خداحافظ]

زهرابانو

عَنِ الاِمامِ الصَّادِقِ - عليه السلام - قال: حَصِّنُوا أمْوالَكُمْ وَ فَرُوجَكُمْ بِتِلاوَةِ سُورَةِ النُّورِ وَ حَصِّنُوا بِها نِسائَكُمْ فَاِنَّ مَنْ أدْمَنَ قَرائَتَها فِي كُلِّ يَوْمٍ أوْ فِي لَيْلَةٍ لَمْ يَزْنِ أحَدٌ مِنْ بَيْتِهِ أبَداً حَتّي يَمُوتَ. امام صادق - عليه السلام - فرمودند: خانواده و اموال خود را با قرائت سوره نور حفظ كنيد و زنان خود را بوسيله آن مصون و محفوظ نگه داريد زيرا كسي كه دائماً روزي يكبار اين سوره را قرائت كند، هيچ فردي از اهل منزل او به فحشا كشانده نخواهند شد.

زهرابانو

سلام برادر گرامی ممنون از حضورتون شکر خدا، شما خوبین؟ خدا رحمت کنه آبجی پوپک رو...تسلیت میگم(با تاخیر) عزاداریهای شما هم قبول درگاه حق باشه میبخشید دیر میام.همونطور که مشخصه کم در فضای مجازی هستم شاید هفته ای یکبار... بله انجمن یادمه ولی قرار بود اطلاع بدین.بفرمایین در پناه خدای مهربون سلامت و پیروز باشین

زهرابانو

دل سیاه شد بس که طلوع تو را ندید... باید برای خود دلی دست و پا کنم... * صلی الله علیک یا صاحب العصر و الزمان (عج) * * اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم * * اللهم عجل لولیک الفرج *

زهره بردبار

سلام نمیدونم چی بگم فقط میدونم از دست دادن خیلی سخته میدونم خیلی غمگینید برای آرامش و التیام قلب شما دعامیکنم و آرزومیکنم خداوند به شما صبر بده منو در غم خودتون شریک بدونید .

گلناز

تسلیت

محمد جواد

سلام خداقوت وقت هاکردی امارم یتا سر بزن!!!