۱۳٩٠/۱۱/۱۱ :: ۸:٤٩ ‎ق.ظ
امام زمان علیه السلام

 

 

بی‌ تو در بیابان‌ بی‌کسی‌، چشم‌هایمان‌ را به‌ تموج‌ انتظار سپرده‌ایم‌ و آمدنت‌ را به‌ دردمندی‌ دل‌هامان‌ مژدگانی‌ می‌دهیم‌ تا پژمردگی‌ برگ‌ها را نبینیم‌ و در گریه‌ می‌خندیم‌ تا باغ‌ و بهار، هم‌آغوش‌ هم‌ باشند...

ماییم‌ و آسمانی‌ از بغض‌ ابرها و امید تیغ‌ تو که‌ انتشار باران‌ است‌ و آب‌ را به‌ مذاق‌ جویبار می‌رساند، ماییم‌ و تهی‌دستی‌ و تشنگی‌، ماییم‌ و این‌ صحیفة‌ ناتمام‌ و چشم‌هایی‌ که‌ در انتظار فصل‌ توست‌. ماییم‌ و شب‌های‌ شوق‌ که‌ به‌ واژه‌های‌ ندبه‌ صبح‌ می‌شود.

ماییم‌ و این‌ روزگار فرو خفته‌ و این‌ جهان‌ وازده‌ که‌ به‌ جای‌ فریاد، خمیازه‌ می‌کشد. ماییم‌ و صفای‌ سجاده‌ای‌ که‌ فرج‌ را جست‌وجو می‌کند، ماییم‌ و تن‌ تب‌ کرده‌ کوچه‌هایی‌ که‌ به‌ فراخ‌ترین‌ باغ‌ها می‌رسند، ماییم‌ و آفتاب‌ که‌ در برابر چشمان‌ تو حقیر است‌. دریا، شبنمی‌ است‌ چکیده‌ بر غنچه‌ای‌ از باغ‌ تو، «حُسن‌» از تو می‌آموزد و «فیض‌» از تو بهره‌مند می‌شود. قامت‌ تو «قدقامت‌» بلندی‌ تا قیامت‌ است‌.

«رستگاری‌» در پی‌ قدمت‌ افتاده‌ و «نجات‌» محتاج‌ توست‌. ماییم‌ و دشت‌ که‌ نقطه‌ای‌ است‌ در برابر نگاهت‌، ماییم‌ و کوه‌ که‌ شرمندة‌ طاقت‌ توست‌، ماییم‌ و خط‌ خون‌ که‌ تا قیامت‌ جاری‌ است‌. ماییم‌ و نسل‌ شقایق‌ که‌ آبروی‌ ایثار است‌ و ماییم‌ و فریاد که‌ تا آمدنت‌ در فوران‌ است‌. ماییم‌ و قاموسی‌ که‌ از موج‌ سرشار است‌ و آسایش‌ در خیالش‌ خالی‌ است‌. ماییم‌ و مصافی‌ که‌ سخت‌ برقرار است‌ چنان‌ هنگامه‌، تا هنگام‌ ظهور تو، نسل‌ تو در راهند. میان‌ هنگامه‌ ما تا هنگام‌ ظهور تو و به‌ بهانه‌ای‌ به‌ تقاعد دل‌ نمی‌نشانند و جان‌ نمی‌سپارند.

نسل‌ انتظار ایستاده‌ است‌ و به‌ بانگ‌ بلند نام‌ تو را در جهاد می‌خواند.

نسل‌ انتظار رخ‌ به‌ خون‌ جگر می‌شویند، گه‌ ناز می‌چشند و گه‌ راز می‌شوند.

نسل‌ انتظار در راهند.

نسل‌ انتظار بیم‌ عاقبت‌ ندارند، جز آخرت‌ که‌ وقت‌ حضور است‌.

نسل‌ انتظار گوش‌ فرا داشته‌اند تا نسیم‌ سعادت‌ از جانبی‌ بدمد و نور دیدارت‌ از فرازی‌ بتابد. این‌ قوم‌ از هجران‌ تو بر سر نمی‌زند، آنها در انتظار تو سر بر می‌کشند و بر نسل‌ سیاهی‌ می‌شورند.

اینک‌ ماییم‌ و این‌ نصیب‌ جاوید، این‌ نیاز آسمانی‌ به‌ تو که‌ اصل‌ برائتی‌، ماییم‌ و رمی‌ رجیمانی‌ که‌ سزاوار هدایت‌ نبوده‌اند.

ما تو را در شب‌ برات‌ به‌ مهمانی‌ دل‌ها می‌خوانیم‌ ضیافتی‌ که‌ دشت‌ آشنایی‌ است‌. مجلسی‌ که‌ در آن‌ صدق‌، اعتقاد و اخلاص‌ عمل‌ می‌دهند، محفلی‌ که‌ عین‌ یقین‌ می‌بخشند و بزم‌ و وجد و جای‌ حیرت‌ و حقیقت‌ است‌...

منبع : تبیان



موضوع مطلب : مهدویت / انتظار / جونان / تبیان