خداوند متعال ، هم حوادث را مقدّر مى‏کند و هم قدرت مقاومت در برابر آنها را به فرد مى‏دهد؛ ولى ما معمولاً از این اقتدار خدادادى ، بى‏خبریم و به همین جهت ، از آن ، بهره‏بردارى نیز نمى‏کنیم. انسان قدرتمندى که از قدرت خودْ بى‏خبر است ، ناتوان است .

 

 


اراده

 

وقتی که ما زندگی شخصی را می بینیم که با انواع و اقسام سختی ها و گرفتاری ها دست به گریبان است با خود فکر می کنیم که خدایا فلانی چقدر تحمل دارد؟! چطور این همه مشکل را حل می کند؟.

 

 

یا ممکن است در گذشته خود که دقت می کنیم روزهایی را به یاد بیاوریم که در هجمه شداید و بلایا گرفتا بودیم اما بر رفتار خود کنترل داشتیم تا اینکه از شدت آن ها کاسته شد و الآن که چند صباحی از آن روزگاران گذشته در بهت و حیرت مانده ایم که آیا این من بوده ام که با صلابت ایستادم و مبارزه کردم ؟؟؟و حاضریم سوگند بخوریم که اگر هم اکنون در آن شرایط قرار بگیریم بی شک خود را خواهیم باخت .

همه این ها به خاطر این است که ما از یک راز بزرگ بی خبریم و نمی دانیم که خداوند متعال پتانسیل های متفاوتی در وجود ما برای برخورد با شرایط خاص قرار داده که به نوبه خود وارد عمل می شوند و به مهندسی امور می پردازند.

همان گونه که حوادث و پدیده‏هاى زندگى ، تحت اختیار و تقدیر الهى است، هم او توان بردبارى را نیز مى‏دهد. خداوند متعال ، هم حوادث را مقدّر مى‏کند و هم قدرت مقاومت در برابر آنها را به فرد مى‏دهد؛ ولى ما معمولاً از این اقتدار خدادادى ، بى‏خبریم و به همین جهت ، از آن ، بهره‏بردارى نیز نمى‏کنیم. انسان قدرتمندى که از قدرت خودْ بى‏خبر است ، ناتوان است . احساس توانمندى ، بسته به وجود قدرت نیست ؛ بلکه به آگاهى ما از قدرت و باور ما به قدرتمندى ، بستگى دارد . بردبارى کردن ، یک توانمندى است . این توانمندى هنگامى کارآیى دارد که درک شود و به کار گرفته شود .

 

بسیارى از ما چون احساس مى‏کنیم توان صبر کردن نداریم ، بى‏تاب مى‏شویم . ناامیدى و احساس ناتوانى، محصول ناآگاهى از «توان بردبارى»اند . خداوند متعال ، توان بردبارى را به انسان مى‏دهد . این ما هستیم که باید از این قابلیت ، استفاده کنیم . در این باره ، چند نکته وجود دارد:

 

 

الف ـ موقعیّت جدید، توان جدید

هنگام وقوع بلا، توان بردبارى آن نیز به وجود مى‏آید. تصوّر نکنید که توان شما همان توان سابق است و بلاى طاقت فرسایى بر توان عادى پیش ، اضافه شده است ، واقعیّتْ این است که با وقوع بلا و پیش آمدن موقعیّت جدید، توان مقاومت نیز توسعه مى‏یابد. موقعیّت جدید با نیروى جدید ، همراه است.

 

صبر

 

ب ـ تقدّم صبر بر بلا

نکته مهم‏تر این که پیش از وقوع بلا، توان صبر کردن به وجود مى‏آید. نه تنها موقعیّت جدید، توان جدید را به همراه دارد، بلکه پیش از وقوع بلا، توان بردبارى نصیب فرد مى‏گردد.

امام صادق علیه‏السلام مى‏فرماید:

إنَّ الصَّبرَ وَالبَلاءَ یَستَبِقانِ إلَى المُؤمِنِ فَیَأتیهِ البَلاءُ و هُوَ صَبورٌ . (1) ؛

همانا صبر و بلا به سوى مؤمن ، سبقت مى‏گیرند ؛ پس بلا به او مى‏رسد ، در حالى که او صبور است .

در مسابقه میان بلا و صبر ، صبر ، زودتر به انسان مى‏رسد . از این‏رو، پیش از گرفتار شدن به بلا ، توان صبر کردن را یافته‏ایم. این ، نقش مهمّى در آمادگى براى صبورى دارد ؛ پس مطمئن باشید که مى‏توانید تحمّل کنید.

 

ج ـ موازنه صبر و بلا

جالب‏تر این‏که میان صبر و بلا ، موازنه نیز برقرار است . نه تنها موقعیّت جدید، نیروى جدید نیز به همراه دارد و نه تنها توان صبر، پیش از بلا نصیب انسان مى‏گردد، بلکه میان صبر و بلا ، موازنه برقرار است ؛ یعنى هر اندازه ، بلا بیشتر باشد ، صبر بیشترى نیز داده مى‏شود . پیامبر خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله درباره این موازنه مى‏فرماید:

إنَّ الصَّبرَ یَأتی مِنَ اللّه‏ِ عَلى قَدرِ البَلاءِ . (2) ؛همانا صبر ، به اندازه بلا از جانب خداوند مى‏آید .

امام على علیه‏السلام نیز در این باره مى‏فرماید:

یَنزِلُ الصَّبرُ عَلى قَدرِ المُصیبَةِ . (3)؛ صبر ، به اندازه مصیبت ، نازل مى‏شود .

 

پس فرقى نمى‏کند که مصیبت وارد شده ، کوچک باشد یا بزرگ ؛ گرفتارى ، به هر اندازه که باشد ، به همان اندازه نیز توان تحمّل آن داده مى‏شود . بنابراین ، نه کوچک بودن مشکلات ، حتما به معناى تحمّل کردن آن است و نه بزرگ بودن مشکلات ،

 

حتما به معناى قابل تحمّل نبودن آن است . چه بسا در جایى ، مشکل کوچکى که در برابر آن صبر نشود، و چه بسا در جایى دیگر ، مشکلات بزرگى که تحمّل مى‏شوند . آنچه مهم است توان صبر است که وجود دارد . پس ما هستیم که باید از این توان بهره بگیریم .

وقتى انسان بداند توان مقاومت را دارد ، نور امید در چشمان او برق خواهد زد و احساس قدرت خواهد کرد. در این حالت ، هیچ مشکل بزرگى که قابل تحمّل نباشد ، وجود نخواهد داشت . آن گاه که توان تحمّل وجود داشته باشد و آن گاه که این توانْ درک گردد و شناخته شود ، همه سختى‏ها کوچک و تحمّل‏پذیر مى‏شوند. پس به جاى شکایت کردن و بى‏تابى نمودن ، به توانى که دارید بیندیشید ؛ خواهید دید مشکلات کوچک‏تر از آن هستند که شما را بى‏تاب سازند.

اگر ما این توانمندی را به خوبی درک کردیم و شناختیمش وقتی که دیدیم مشکلی چنگ و دندان نشان می دهد و نزدیک می شود ما خواهیم دانست که قبلا سپر محکمی به ما داده شده  که کافیست آن را در دست بگیریم و از آن استفاده کنیم و بدانیم دست قدرتمند خداوند متعال همواره همراه بندگانش می باشد در این صورت همه زندگی را با بد و خوبش چون یک سیب شیرین گاز خواهیم زد با پوست .

 

پی نوشت ها :

 1 -  الکافى ، ج3 ، ص224 ، ح3 ؛ کتاب من لا یحضره الفقیه ، ج1 ، ص177 ، ح528 ؛ التمحیص، ص63 ؛ مسکن الفؤاد، ص51 2 -  الترغیب والترهیب ، ج3 ، ص64 ، ح13 ؛ کنز العمّال، ج6، ص376 .

3 -  غررالحکم، ح6265 ؛ ر. ک: کتاب من لا یحضره الفقیه، ج4، ص416 ؛ تحف العقول، ص221.



موضوع مطلب : دین / اسلام / مذهب